(خاطرات کودکی 2)کف دستام شده بود سرخ!چشمام پر اشک ،دماغم آویزون!و جیغ و چر و التماسم بلند!
یه روز معلممون آقای فرخی نیومد و حاج مهدی حسنی مدیر مدرسه شخصا اومد سر کلاسمون.از کلاس پرسید زنگ اول چی دارید؟یه نامردی !!گفت فارسی!
مدیر مدرسه رو کرد به من که مثلا مبصر و شاگرد اول بودم و گفت :هادی خان کتابتو بیار!
من بیچاره که حساب کار دستم اومده بود،با کلی ترس و لرز ،خواستم کتاب بغل دستیامو بگیرمو ببرم ولی گویا همه شرق و. غرب دست به دست هم داده بودند تا ما ضایع بشیم!هر کدوم از این دوستان ناباب من که بغل دستم نشسته بودند با توجه به اینکه کتابهای خودشون هم دست کمی از کتاب پاره پوره من نداشت،روشونو اونطرف کردند و تو اون فرصت کم تصمیم گرفتم یه صفحه ترو تمیز از کتابو باز کنم و بذارم جلو مدیر مدرسه!!!
با کلی کلنجار یه صفحه تیتیش مامانی از وسطهای کتاب پیدا کردم و با آرامی جلو رفتم و گذشتم رو میز !بعد سعی کردم با چهره ای معصوم ولی با سرعت برگردم و سر جام رو نیمکت چوبی بشینم.
هنوز به نیمکت نرسیده بودم که حاجی منو صذا زد و گفت :هادی این کتابه یا جیگر زلیخا!من هیچی نگفتم و ترجیح دادم سکوت کنم!حاجی بلافاصله یکی از همکلاسیها رو فرستاد دفتر و گفت :برو رو میز من شلنگو بردار و بیار !من که تا اون روز تو زندگیم از معلمام کتک نخورده بودم ،هنوز باورم نمیشد!ولی تا ثانیه هایی بعد کف دستام شده بود سرخ!چشمام پر اشک ،دماغم آویزون!و جیغ و چر و التماسم بلند!
بعد حاجی گفت :همه کتابهاشونو بذارن رو نیمکتهاشون!رنگ از رخسار همه پرید و من دیگر تنها نبودم.....
صغاد میراث گرانبهایی از تاریخ و فرهنگ پر افتخار را در خود دارد و شخصیت هاي بزرگی چون علامه مجتهد آیت الله حاج محمد جعفر صغادي وحاج آقا بزرگ صغادي که بارها و بار ها از عظمت آنان سخن به میان آمده است از این آب و خاك برخاسته اند. و همچنین با مردمی هوشیار و بیدار و آگاه به زمان همدل و یگرنگ، با کارنامه درخشان از مبارزات سلحشورانه علیه استبداد داخلی و استعمار خارجی که نمونه آن پایداري و مبارزه علیه انگلیسی ها به فرماندهی اکبر خان صغادي در دوران سیاه قاجار و تقدیم شهداي ارزشمند در این راه بوده است . وبه جرات می توان گفت که زدن جرقه انقلاب و شعله ور ساختن آن به صورت علنی در سطح شهرستان آباده در ابتدا،از طرف مردم این خطه از شمال فارس درشهرستان صورت گرفته است . این شهر روزهاي باشکوهی را پشت سر گذاشته است و در زمان دفاع مقدس کانون پرورش مردانی بوده که با اشارتی از مولا و مقتدایشان ، خمینی کبیر در منزلگاه شهادت تا پاي جان ایستادگی کرده و از کیان اسلامی و حریم ملی خود دفاع نمودند. و براي ما همین افتخار بس که نزدیک به 70 تن از پاکترین فرزندان این دیار خونشان را خالصانه تقدیم این انقلاب کردند.