میخام بگم از شهرمون..رسم ورسومای قدیم

اون روزایی که مردما بودن هم یار وهم ندیم

یادش به خیر اون قدیما نه برق بید ونه شیر اوو

مردم خو مثل حالو نبی که بدوون از صبح تا شو

توی دل چقووییا یه عشق بی ریایی بی

توی خونا شو نشینی رفت وبرو بیایی بی

فصل بهارا پسینا هرکی که داشت یه باغوکی

همسایه رو میبرد تو باغ درست میکه اجاقوکی

اتیش میکردن تا چایی درست کنن روی اجاق

صدای داد وخنده بی که در میرفت از توی باغ

تابستونا صبحای زید مقصدشون دور وبرا

ظهرا خوراکشون چی بی یا اشکنه یا اوو قرا

فصل پائیزا که هوا نه سرد بید ونه خیلی خوب

مردم میگفتن که باید جمع بکنیم هیزم وچوب

مردا میرفتن پی سوخت خو زنجیر وچند تا الاغ

یا از توی بیابونا یا چوب خشک از توی باغ

خلاصه اهل شهرمون از کوچیک واز زن ومرد

جمع میکردن اذوغه رو تا بذارن به فصل سرد

زمستونا از تو خونا دود بی که میرفت تو هوا

مثل حالا بخاریا توهر اتاق نبی سوا

شبا زمستون همگی جمع میشدن تویه خونه

شب چره شون پر شفتالو نه پرتقال نه هندونه

چیبس وپفک خو اون زمون هیشکی نمیدونس چی بی

توی جیب جوون وپیر توت خشکه با نخود چی بی

ولی دلاشون به خدا خیلی خوش وبی غم ودرد

همه زیر کرسی بیدن خدا بیامرز زن ومرد

تو قلعه نارنجی انقد روزای اسفند بی شلوغ

صف زنا به شستشو از دروازه تا سر جوق

عیدا که میشد تو کوچا چه غوغا وبروبیا

هیشکی نمیگفت به خدا...من خو نمیرم تا اون نیاد

به جای نون خامه ای یالیوان شربت سرد

پذیرایی از مهموونا انجیر خشک کشمش زرد

سیزده به در مقصدشون یا پاریو یا شولاتی

فرشا همه پهلوی هم سفره ها همه قاتی پاتی

عروسیاشون همگی جمع میشدن تو یه خونه

اشپزیشون تو مطبخا نه مثل حالا اشپز خونه

عروسا سر سفره عقد نمیرفتن گل بچینن

تا شب عقد عروس داماد همدیگه رو نمیدیدن

لباساشون چه ساده بی با چند تا دونه زرورق

بازم میگم نه مثل حالا لباسای اجق وجق

ولیمه عروسیشون یا اش کشک یا اش دوغ

عروس برون پیاده بی کم صدا وبدون بوق

با یک چراغ توری وباچند تا بیت وهلهله

عروس میرفت خونه بخت بی دعوا وبی ولوله

ماه محرم که میشد چقا میشد یه سر سیاه

ولوله ای به پا میشد تو هیئت وحسینیا

سه تا داداش روضه خون از نسل حضرت بتول

اسید خلیل وسید رحیم کوچکتری اقا رسول

خدا بیامرز کل حبیب توی خونه اش غوغا میشد

حجله قاسم وعلم از تو خونه اش پیدا میشد

به عشق اقاشون حسین سرا پر از خون میشدن

بعد عزاداری همه یه جایی مهمون میشدن

از شهر میرفتن در همه یه روز پیش از ماه رمضون

کلوخ به شیطون بزنن یه ماه کنن دوری از اون

ماه رمضون وقت سحر یه شخصی شب خونی میکه

اهالی روبیدار میکه دعوت به مهمونی میکه

وقت اذان هی داد میزد اب دیگه مثل تریاکه

یعنی که هیچی نخورید کور بشه هرکی شکاکه

چه خوب بودن اون قدیما دلا چه باصفا بودن

بدون ذره ای ریا باهم چه باوفا بودن

افتخار مردم ماست که اهل شهر صغادن

میزبان دوتا گمنامن هفتاد شهید براش دادن

عشق وغرور ما زنا عفت وچادریمونه

دوست میداریم لحجه مونو...خوب لحجه ی مادریمونه

قدمت شهر خوب من روی درخت اون حکه

عفت مردم چقا توی همه شهرا تکه

ما مردمی مهمون نواز بی ذره ای غرور وخشم

هرکی اومد تو شهرمون مقدم اون به هر دوچشم

هرکی اومد تو شهرمون مقدم اون به دوتا چشم

 

شاعر معصومه نجفی....شاعر معاصر..عضو انجمن ادبی اورنگ صغاد

نوحه‌گری امروزه اصول ندارد و در جهت مخالف حرکت می‌کند

 

پژوهشگر موسیقی نواحی نسبت به نوحه و مداحی در هیات‌های رایج ایران ابرازگله کردو گفت:آنچه امروزه تحت عنوان نوحه درهیات‌ها می شنویم هیچ سنخیتی با اصول علمی این هنر ندارد و کاملا درجهت مخالف آن درحرکت است.

ادامه نوشته

نکاتی درباره زیارت عاشورا

منظور از «یا ثارالله و ابن ثاره» در زیارت عاشورا چیست؟

آیا می‌دانید مقام محمود، ثارالله و ابن ثاره، لعین و ابن اللعین و بسیاری عبارات دیگر که در زیارت عاشورا می‌خوانیم به چه افرادی اشاره دارند؟
ادامه نوشته

فرقه وهابیت چگونه تبلیغ می‌کند

حکام وهابی آل‌سعود از تمامی امکاناتی که از استخراج نفت به دست می‌آید، در راه تبلیغ حکومت آیین منحرف خود استفاده می‌کنند. یکی از مهم‌ترین فعالیت‌های فرهنگی آنان تلاش در معرفی رژیم سعودی به عنوان حکومتی هماهنگ با قرآن و سنت نبوی است.

ادامه نوشته

چرا بعد از نماز به سه جهت سلام می دهیم؟


سوال بنده  این است که بعد از نماز، افرادی 3 سلام می دهند یک بر امام حسین 2 امام رضا 3 امام زمان عج. اولا آیا این از روی عادت است یا روایت داریم. ثانیا:چرا فقط به این سه امام بزرگوار سلام میدهند؟

پاسخ

ادامه نوشته

3عملی‌که امام‌رضا(ع)بهترین‌عبادات می‌دانند

حضرت رضا (ع) فرمود: یاد مرگ بهترین عبادت است، زیاد صلوات بر محمد و آلش بفرستید و زیاد دعا کنید براى مؤمنین و مؤمنات در دل شب هاى تار و روزها، زیرا صلوات بر محمد و آل او از بهترین اعمال خوب است، بسیار علاقه نشان دهید بر رفع نیازمندی هاى مؤمنین و شاد کردن آنها و برطرف نمودن ناراحتى از ایشان زیرا پس از انجام واجبات هیچ عملى بهتر از شاد کردن مؤمن نیست.

بحارالانوار جلد ۱۷ ( جلد ۲ ) صفحه ۲۹۵

چرا حرم امام رضا از طلاست؟


 چرا حرم امام رضا (ع) از طلاست؟ چرا آن را ساده درست نمي کنند و از پولها و طلاها براي مستمندان استفاده نمي کنند يا اينکه چرا دائما آن را بزرگتر مي کنند فکر نمي کنم نيازي باشد مگر چقدر زائر مي آيند که اين قدر بزرگش مي کنند؟

به اين پرسش مي توان از ديدگاه هاي مختلف پاسخ گفت. اما اگر بخواهيم از ديدگاه فلسفي سخن بگوييم، بايد عرض کنيم که «تجمل گرايي نوعي کمال گرايي» است. به تعبير ديگر نفس تجمل گرايي بد نيست. بلکه مصاديق آن را بايد شناسايي کرد.
ادامه نوشته

نظر امام رضا(ع) درباره تفریح و شادی

برابر تعالیم دینی و گفتار کارشناسان شادی و نشاط و تفریح جایگاه ویژه ای درزندگی افراد باید داشته باشد.
به گزارش گروه فرهنگی مشرق به نقل از تسنیم، هر انسانی به تفریح نیاز دارد و طبیعتا اگر شادی از مرز افراط فراتر نرود و انسان را مرتکب حرام ننماید زندگی را برای انسان لذت بخش خواهد نمود .

امام رضا علیه السلام در گفتاری با اشاره به جایگاه تفریح می فرمایند:

از لذایذ دنیوی نصیبی برای کامیابی خویش قرار دهید و تمنیات دل را از راههای مشروع بر آورید.تفریح و سرگرمی های لذت بخش ،شما را در اداره زندگی یاری می کند و با کمک آن بهتر به امور دنیای خویش موفق خواهید شد

ایشان در بخشی دیگر توصیه می کنند شبانه روز را به چهار قسمت تقسیم کنید:

ساعتی برای مناجات با خدا

ساعتی برای کار وزندگانی

ساعتی بررای معاشرت با برادران و معتمدان که عیب های شما را به شما بفهمانند و در درون با شما پاکدل باشند

و ساعتی هم که در آن برای لذت های غیر حرام خلوت کنید وبدین ساعت برای انجام دادن امور آن سه ساعت دیگر ،توانایی یابید.

ام داود را چقدر می شناسید ؟


 سه روز روزه و 8رکعت نافله عصر. این راه حلی بود که وقتی فاطمه، ناامید از گشایش کارش سراغ امام صادق(ع) رفت به او پیشنهاد شد. حالا 14قرن است که نیمه ماه رجب، روز آزادی دربندها لقب گرفته و فردا ظهر روزی است که خواندن دعای امام صادق گره از کار گرفتارها باز می‌کند؛ دعایی که در منابع دینی به نام دعای ام داوود معروف شده است.
 

داود جوان مسلمان اهل معرفتی بود خلیفه دوم عباسی، منصور دوانیقی او را به دلیل مخالفت هایی که با حکومت داشت، به زندان انداخته و هیچ کس امیدی به آزادی او نداشت؛ تنها فرزند فاطمه که مادر رضاعى امام صادق(ع) هم به حساب می‌آمد، در مکان نامعلومی دور از مدینه اسیر بود و فاطمه اینطور که از او روایت می‌شود، آرزو داشت قبل از مرگ یک بار دیگر پسرش را ببیند. دو فرزند دیگر فاطمه قبلا شهید شده بودند و داود حالا تنها بهانه زندگی فاطمه بود. وقتی مدت اسارت داود طولانی شد، به هر دری زد تا از او اطلاعی به دست آورد. خبرها همه تلخ و دردناک بودند. یک روز خبر مرگ داود را می‌آوردند، یک روز می‌گفتند او را لای دیوار گذاشته اند، روز دیگر از شکنجه داوود خبر می‌رسید و کار تا جایی بالا گرفت که فاطمه از غم داود فرتوت و ناامید در انتظار مرگ بود.

روزی فاطمه با خبر شد که امـام صادق (ع ) بيمار اسـت و چون مادر رضاعی او بود، به عیادت امام رفت. وقت خداحافظی امام سراغ داود را گرفتند و فاطمه خبرهای ضد و نقیضی را که شنیده بود نقل کرد و برای آزادی پسرش چاره خواست. امام فرمود: «می‏دانی این ماه، ماه رجب است و دعا در آن زود به اجابت می‏رسد؟ چیزی را که می‏گویم دقیقاً انجام ده تا فرزندت از زندان آزاد شود.»

سه روز روزه و 8رکعت نماز، راه حلی بود که امام صادق(ع) پیش پای ام‌داود گذاشت و فرمود: «سه روز، سیزدهم، چهاردهم و پانزدهم رجب را روزه ‏بگیر و روز پانزدهم هنگام ظهر غسل کن و نماز ظهر را بخوان و بعد از نماز ظهر هشت رکعت نافله عصر را بجا آور و بعد از نماز دعایی را که برایت خواهم نوشت بخوان و بعد از دعا به سجده برو و بگو: لَکَ سَجَدْتُ وَ بِکَ آمَنْتُ فَارْحَمْ ذُلِّي وَ فَاقَتِي وَ كَبْوَتِي لِوَجْهِي. طوری با خلوص دعا را بخوان که اشک از چشمانت جاری شود؛ حتی به اندازه بال مگس. که همین جاری شدن اشک و سوزش قلب نشانه اجابت دعاست.»

"

ام‌داود نماز را خواند و یکی دو روز بعد خبر آزادی پسرش را دریافت کرد. از ام‌داوود نقل شده که گفته بود: «دستـورهاى امام را طبق آنچه فرمـوده بـود عـمـلى كردم، شب شانزدهم از نيمه گذشته بود که پيغمبر(ص) را با جمعی از صالحان در خواب ديدم. رسول خدا(ص) به من فرمود: «اى ام‌داود اين جماعتى را كه مشاهده مى كنى شفيعان تو هستند. براى تو دعا كرده اند و مژده مى دهند كه حاجت تو برآورده شده است. خداوند تو را مشمول رحمت خـود قـرار داده، مـحـفـوظ مـى دارد و فـرزنـد تو را هـم حفظ مى كند و او را سالم به آغوش تو بر مى گرداند.»

داود وقتی به مدینه برگشت خبر داد که یک روز او را آزاد کرده و 10هزار دینار به او هدیه کرده اند و ماموری او را با شتر به مدینه برگردانده است. رفتار عجیب مامور با داود یک بار دیگر او را به خانه امام صادق(ع) کشاند تا دلیل این اتفاقات را بپرسد. این بار امام فرمودند: «منصور دوانیقی در یکی از شب‏ها جدّم علی بن ابی طالب(ع) را در خواب دید که به او هشدار داد: هرچه زودتر فرزندم داود را آزاد کن وگرنه تو را در آتش می‌‏اندازم. منصور هنگامی که آتش را در مقابل خود دید دستور داد که داود را آزاد کنند.»

مصحف فاطمه(س) چیست+پاسخ امام صادق(ع)


فاطمه(س) پس از رسول خدا(ص) ۷۵ یا ۹۵ روز زندگى کرد و بر اثر از دست دادن پدر، دچار اندوهى شدید شد. جبرئیل براى تعزیت نزد حضرت مى‌آمد و ایشان را از حوادثى که درباره فرزندانشان رخ مى‌دهد، آگاه مى‌کرد و امام على(ع) آن‌ها را مى‌نگاشت.

ادامه نوشته

ذکری برای رهایی از نگاه به نامحرم

جناب شیخ رجبعلی خیاط ذکر « یا خَیرَحَبیبٍ و مَحبوبٍ صَلِّ عَلی مُحمّدٍ و آلِه » را بعد از دیدن نامحرم موثر و کارساز می دانستند و بارها این ذکررا به اطرافیان توصیه می کردند تا از وسوسه شیطان در امان باشند، می گفتند:
«چشمت به نامحرم می افتد، اگر خوشت نیاید که مریضی! پس اگر خوشت آمد فورا چشمت را ببند و سرت را پایین بینداز و بگو: یا خیر حبیب... ؛ یعنی خدایا من تو را می خواهم، اینها چیه، این ها دوست داشتنی نیستند ، هر چه نپاید، دلبستگی نشاید...»

هولوکاست ۹ میلیون ایرانی به دست بریتانیای کبیر+ تصاویر

آیا می دانید هولوکاست واقعی در ایران رخ داده است؟ از قحطی بزرگ در ایران چه می دانید؟ آیا می دانید مابین سالهای ۱۹۱۷ تا ۱۹۱۹ بیش از ۴۰ درصد جمعیت ایران جان خود را از دست دادند؟ برای آشنایی با چگونگی هولوکاست ۹ میلیون ایرانی با طراحی بریتانیا، با گزارش ویژه مشرق همراه شوید.
به گزارش جهان به نقل از مشرق؛ طی سال های ۱۹۱۷ تا ۱۹۱۹ ایران با وجود اعلام بی طرفی در جنگ جهانی اول، بیشترین آسیب را از این جنگ ویرانگر دید و در حدود نیمی از جمعیت کشور قربانی مطامع کشورهای بزرگ و استعمارگر آن دوران شدند. اسناد این قتل عام قریب به ۱۰ میلیون نفری همچنان در ردیف اسناد طبقه بندی شده و سری انگلستان قرار دارد و این کشور هنوز هم از انتشار آن ها ممانعت می کند. گزارش زیر با توجه به کتاب "قحطی بزرگ" نوشته دکتر محمد علی مجد نوشته شده است که یکی از منابع انگشت شمار موجود درباره هولوکاست ۹ میلیون نفری ایرانیان بوده و با استناد به اظهارات شاهدان و برخی اسناد تاریخی در دسترس نوشته شده است. عکس های مربوط به تلفات قحطی برگرفته از کتاب دکتر مجد و دیگر منابع تاریخی است.
ادامه نوشته

10 توصیه آیت‌الله بهجت برای زیارت امام رضا(ع)

  آیت‌الله العظمی بهجت می‌فرمود: لازم نیست حوائج خود را در محضر امام بشمرید. حضرت می‌دانند، مبالغه در دعاها نکنید! زیارت قلبی باشد. امام رضا علیه‌السلام به کسی فرمودند: از بعضی گریه‌ها ناراحت هستم!خبرگزاری فارس: 10 توصیه آیت‌الله بهجت برای زیارت امام رضا(ع)

ادامه نوشته

ماجرای ازدواج مقام معظم رهبری

 



 
حاج محمد اسماعیل خجسته باقرزاده، پدر عروس، از كاسبان دین دار و باسواد مشهد بود. او پذیرفت كه دخترش به عقد طلبه تازه از قم برگشته ای درآید كه تصمیم دارد در مشهد ساكن شود، آیت الله میلانی و دیگر بزرگان اهل علم مشهد او را می شناسند و تایید می كنند و به او علاقه دارند.
در كتاب "شرح اسم” كه به بیان زندگی نامه مقام معظم رهبری در سال‌های قبل از انقلاب پرداخته است، مطلب مربوط به ازدواج ایشان به شرح زیر است:

ادامه نوشته

آداب صدقه برای امام زمان(عج)

یکى از اعمالى که سیدبن طاووس به آن اهمیت مى‏داد، صدقه براى حفظ وجود مقدس امام زمان(عج) بوده است، چنانچه به فرزند خود سفارش می‌کند: ابتدا براى آن حضرت صدقه ده، قبل از اینکه براى خود و عزیزانت صدقه بدهى.

توصيه‌هايی كه امام عصر (عج)‌ خطاب به شيعيان و پيروان اهل‌بيت (ع) فرموده‌اند:

 به نقل از پایگاه اطلاع رسانی حج وابسته به بعثه مقام معظم رهبری آنچه در پي می آيد توصيه‌هايي است كه امام عصر (عج)‌ خطاب به شيعيان و پيروان اهل‌بيت (ع) فرموده‌اند.

۱. از خداوند ـ جل جلاله ـ بترسيد و تقوا پيشه كنيد.

۲. به ما در بيرون آوردن شما از فتنه و امتحاني كه بر شما روي آورده است كمك كنيد.

۳. عهد مي‌كنم كه هر كدام از شيعيان كه راه تقوا را در پيش گيرد و هر آنچه كه لازم است ]و حق خداست[ از مال خود خارج كند، از فتنه‌ي گمراه‌كننده و رنج‌هاي ظلماني در امان باشد.

۴. هر كدام از شيعيان، در بخشش اموالي كه خداوند به او داده به كساني كه خداوند فرمان داده است بخل ورزد، در دنيا و آخرت زيانكار خواهد بود.

۵. اگر شيعيان ما در وفا نمودن به عهد و پيماني كه از ايشان گرفته شد، همسو و يك‌دل شوند، ديدار ما از ايشان به تأخير نخواهد افتاد.

۶. ظهور ما به تأخير نيفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندي كه از ايشان سر مي‌زند و خبر آنها به ما مي‌رسد.

(توقيع به شيخ مفيد)


۷. از خدا بترسيد ؛ و از ما اطاعت كنيد ؛ و از راه راست منحرف نگرديد.

۸. نيت خود را ـ مطابق سنت آشكاري كه به شما گفتم ـ با دوستي، به سوي ما برگردانيد.

(توقيع به ابن ابي‌غانم قزويني و جماعتي از شيعيان)


۹. اموال شما (خمس و زكات) را قبول نمي‌كنيم مگر اينكه پاك و طاهر باشد... هر كس مي‌خواهد عمل كند و هر كه نخواهد نكند ؛ چرا كه ما به آنچه شما داريد نيازي نداريم.

۱۰. ظهور و فرج در دست خداست و كساني كه وقت راي آن تعيين مي‌كنند "دروغگو " هستند.

۱۱. در مسايلي كه روي مي‌دهد به فقهاء مراجعه كنيد ؛ زيرا كه ايشان حجت من بر شمايند و من حجت خدايم بر ايشان.

۱۲. منتفع شدن از من در ايام غيبتم، مانند استفاده از خورشيد است زماني كه ابر روي آن را پوشانده باشد.

۱۳. درباره چيزهايي كه به درد شما نمي‌خورد سؤال نكنيد، و در دانستن چيزهايي كه از دانستن آنها معاف شده‌ايد خود را به سختي نياندازيد.

۱۴. براي تعجيل فرج بسيار دعا كنيد ؛ چرا كه همين فرج شماست.

(توقيع به اسحاق بن يعقوب)


۱۵. هر كس بدون اجازه ما در اموال مربوط به ما (خمس، زكات و وقف) تصرف كند، از جمله ظالمين است و ما در روز قيامت شاكي او خواهيم بود.

(توقيع به محمد بن جعفر اسدي)


۱۶. آيا نمي‌دانيد كه خداوند از زمان حضرت آدم تا حال، براي مردم ملجأ و پناهي قرار داده كه به ايشان پناه برند و راهنماياني تعيين كرده كه به سبب آنها هدايت يابند. هر زمان كه نشانه‌اي از آنان پنهان شد نشانه‌ي ديگر آشكار گرديد و هر وقت كه ستاره‌اي از ايشان غروب كرد ستاره‌ي ديگر طلوع نمود ؛ و وقتي كه خداي عزوجل امام حسن عسكري (ع) را به سوي خود برد گمان ننماييد كه واسطه ميان خود و مخلوقاتش را قطع نموده است. هرگز چنين چيزي نشده و نخواهد شد تا وقتي كه قيامت برپا شود.

(توقيع به محمد بن ابراهيم بن مهزيار)


۱۷. آيا نمي‌دانيد كه روي زمين از حجت خدا خالي نمي‌گردد ؛ خواه آن حجت، ظاهر باشد و خواه پنهان.

۱۸. مردم پيروي از خواهش‌هاي نفساني را از خود دور كنند ؛ و همانگونه كه ]پيش از غيبت[ رفتار مي‌نمودند رفتار كنند ؛ و امري كه از آنان پوشيده و پنهان شده است را جستجو ننمايند ... و بدانند كه حق با ما و در نزد ماست.

(توقيع به عمري وپسرش)


توضيح:

توقيع ، در لغت به معناي "امضاء، نامه و فرمان" ، و دراصطلاح حدیثی به معنای "بخشي از نوشته‌هاي ائمه اطهار عليهم السلام " است . بيشتر توقيعات از سوي امام عصر (عج) صادر گرديده است. واژه توقیع نخستین بار در روایتی از امام کاظم (ع) به معنای یادداشتی که امام در زیر یک نامه نوشته دیده شده‌است. امروزه وقتي سخني از «توقيع» به ميان مي‌آيد، ذهن به توقيعات حضرت مهدي (ع) منصرف مي‌گردد.

ارسال توقیعات برای شیعیان، معمولاً توسط وکلای امام صورت می‌گرفت. نواب اربعه امام عصر وکیلانی در شهرهای مختلف داشتند که توقیعات از طریق آنها انتشار می‌یافت.

در کتاب کمال الدين شيخ صدوق، غيبت شيخ طوسي، احتجاج طبرسي و بحارالانوار مجلسي، حدود هشتاد توقيع از سوي امام زمان (ع)‌ نقل شده است که محتواي آن‌ها، برخي خطاب به سفرا و نواب خاص است و برخي خطاب به علماء و فقهاست. برخي در پاسخ به سؤالات است و برخي در تکذيب کساني است که به دروغ ادعاي امامت يا نيابت از طرف آن حضرت را داشتند.

................


منبع توصيه‌ها :

علامه محمدباقر مجلسی؛ مهدی موعود ؛ ترجمه حسن بن محمد ولی ارومیه‏ای؛ قم: انتشارات مسجد مقدس جمکران، ۱۳۸۰ ؛ ج ۲ .

چهار ذکر الهی در چهار حالت بحرانی

حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام ) فرموده است: در شگفتم برای کسی که از چهار چیز بیم دارد، چگونه به چهار کلمه پناه نمی برد! 

۱- در شگفتم برای کسی که ترس بر او غلبه کرده، چگونه به ذکر «حسبنا الله و نعم الوکیل» (آل عمران ایه ۱۷۱) پناه نمی برد. در صورتی که خداوند به دنبال ذکر یاد شده فرموده است: پس (آن کسانی که به عزم جهاد خارج گشتند، و تخویف شیاطین در آنها اثر نکرد و به ذکر فوق تمسک جستند) همراه با نعمتی از جانب خداوند (عافیت) و چیزی زاید بر آن (سود در تجارت) بازگشتند، و هیچگونه بدی به آنان نرسید. 

۲- در شگفتم برای کسی که اندوهگین است چگونه به ذکر «لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین» (سوره انبیاء آیه ۸۷) پناه نمی برد. زیرا خداوند به دنبال این ذکر فرموده است: «پس ما یونس را در اثر تمسک به ذکر یاد شده، از اندوه نجات دادیم و همین گونه مومنین را نجات می بخشیم.» (سوره انبیاء آیه ۸۸)
۳- در شگفتم برای کسی که مورد مکر و حیله واقع شده، چگونه به ذکر «افوض امری الی الله، ان الله بصیر بالعباد» (سوره غافر آیه ۴۴) ... پناه نمی برد. زیرا خداوند به دنبال ذکر فوق فرموده است: «پس خداوند (موسی را در اثر ذکر یاد شده) از شر و مکر فرعونیان مصون داشت.» (سوره غافر آیه ۴۵) 

۴- در شگفتم برای کسی که طالب دنیا و زیباییهای دنیاست چگونه به ذکر «ماشاءالله لا قوه الا بالله» پناه نمی برد، زیرا خداوند بعد از ذکر یاد شده فرموده است: «مردی که فاقد نعمتهای دنیوی بود، خطاب به مردی که از نعمتها برخوردار بود) فرمود: اگر تو مرا به مال و فرزند، کمتر از خود می دانی امید است خداوند مرا بهتر از باغ تو بدهد.»

اجرای تئا تر "سقای کربلا" در شهر صغاد آباده

 
ʼʼ سقای کربلا از مجموعه برنامه های شبهای عاشورایی در محل حسینیه قدیم عاشقان ثاراله صغاد به روی صحنه میرود  ʽʽ

به گزارش روابط عمومی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی آباده ،سقای کربلا با حضور 20نفر از هنرمندان انجمن عاشورایی این شهر و به نویسندگی علی محسنی از تاریخ 28 دی ماه به مدت یک هفته اجرا خواهد شد .

این برنامه توسط ناحیه مقاومت سپاه آباده تهیه شده و هیئات مذهبی شهر صغاد در اجرای این برنامه همکاری خواهند داشت .

حذف آیینهای عاشورایی یعنی نابودی هر چه داریم!

امسال مراسم عاشورای حسینی را  بعد از دو سه سال غیبت ،در صغاد بودم.توفیقی بود تا از نزدیک شاهد عزاداری سیاهپوشان امام حسین باشم و از کم و کیف اخبار صغاد مطلع شوم.اگر چه عزاداری در صغاد همیشه با شکوه برگزار میشود ولی اینبار احساس کردم در مورد بزرگداشت مراسم آیینی و نمادین کمی سستی شده یا شاید بگویم باکمال تاسف ،این مراسم دارد به فراموشی سپرده میشود.در سالهای نه چندان دور مراسم شبیه خوانی در روز عاشورا عظمت بیشتری از آنچه امروز میبینیم داشته است.بزرگانی چون حاج آقا سید رحیم و مرحوم حاج آقا سید خلیل برای خود روزگاری داشته اند و در کل منطقه فارس آیینشان زبانزد خاص و عام بوده است.اما احساس میشود با کهولت این عزیزان جوانها کمتر وارد این عرصه شده اند  و متاسفانه امروز خلا وجودشان کاملا احساس میشود.

باید پذیرفت که همه چیز ،اسب و شتر نیست!اینها لوازم کارند.

از بعد سخت افزاری مثل خیمه و شتر و اسب و ... متاسفانه همان کمیت و کیفیت ۵۰ سال پیش باقی مانده و نه تنها ارتقا نداشته بلکه نزول هم داشته است.در بعد نرم افزاری وضع بدتر است  مثلا در مورد  متنها و دیالوگها به نظر میرسد باید در گردآوری متنهای گذشته همت کرد تا مبادا نابود شوند و حتی باید متنهتای نو ابداع کرد.باید خلاقیت را به میدان آورد و متناسب با زمان و مکان جلوه های تصویری را افزود .

ما باید آنچه را از قبل داشته ایم حفظ کنیم و ارتقا بخشیم وگر نه در سبک و سیاق جدید عزاداری قابل رقابت  فرهنگی با شهرهای بزرگ و مداحان جدید نیستیم.

باید برگزاری مراسم شبیه خوانی در صبح عاشورا  و حرکت کاروان نمادین را مدیریت کرد .کاری که اصلا وجود ندارد و هرکس ساز خود را میزند .

بیننده با دیدن این صحنه های پراکنده چیزی دستگیرش نمیشود و پیامی را دریافت نمیکند.

با یک برنامه ریزی فرهنگی مدون  و حساب شده باید طی یک برنامه زمان بندی شده مثلا ۵ساله اشکالات موجود را حل کرد و باز مثل گذشته آیین عاشورای صغاد را در استان و حتی در کشور مطرح کرد.

حسیبنیه قدیم صغاد چیزی بی بدیل  و  منحصر به فرد است .باید تمرکز فرهنگی بیشتری برروی آن کرد و آن را با برگزاری مراسم در خور شان مردم صغاد به کل کشور معرفی کرد.

اینکه برنامه های عزاداری آن از شبکه های سیما به طور زنده پخش شود اصلا توقع زیادی نیست و با یک مدیریت صحیح قابل وصول و دسترسی است.

باید قدر داشته های خود را بدانیم .نباید همیشه چشممان دنبال دست دیگران باشد. دیگران هیچ وقت دلشان برای ما نمیسوزد و برای ما کاری انجام نمیدهند.

اگر چه جلوی قمه زنی باید گرفته شود اما نباید به بهانه مبارزه با قمه زنی ،نمایشهای آیینی نابود شود.قمه و کفن، شور عاشوراست.هیات امام سجاد باید کفن پوش باشد نه فقط در عاشورا بلکه در تمام دهه محرم .اینها شور و حماسه است که اگر از بین برود ،دیگر نمیتوان به راحتی بدستش آورد.

هیات امام سجاد باید به سبب سادگی در عزاداری سرلوحه قرار گیرد و تشویق شود .نه اینکه منزوی باشد.مطمئن باشید نقطه افتراق و افتخار عزاداری در صغاد همین سبک و سیاق است و گر نه شیپور و ساز و  نی در هرجای ایران از نوع خوبش، یافت نمیشود.

به امید موفقیت و سربلندی روز افزون

محمدهادی یارایی

چهل حديث نوراني درباره امام حسين علیه‌السلام

بین الحرمین،قطعه ای از بهشت
ادامه نوشته

تصویری زیبا از امام خامنه ای

چهل نکته خواندنی درباره حرم امام رضا(ع)

نکاتی تاریخی، فرهنگی و معماری حرم امام هشتم
ادامه نوشته

سلام بر آنان که سر به سجده معبود ساییدند و چشم به زیبایی او دوختند.

سلام بر آنان که سر به سجده معبود ساییدند و چشم به زیبایی معبود دوختند

تهمت بي شرمانه عبدالله شهبازي به شهيدان ديالمه و آيت

هنوز چند صباحی، از تهمت زدن عبدالله شهبازی به مردم نجیب صغاد (بهایی بودن)نمیگذرد که بار دیگر این فرد ،دو تن از پاکترین شهیدان این مرز و بوم را از دم تیغ اتهام جدیدش گذراند!این بار اودر سایت خود این دو فرزند پاک ایران زمین را متهم به حجتیه بودن کرده است!!

مطلب زیر عینا از  وبلاگ آرمانشهر و در نقد مطلب جدید شهبازی آورده شده است:

 

 

ادامه نوشته

خاطرات کودکی-4 (دمشونو میگرفتیم و پیچ میدادیم.بیچاره ها وقشون در میومد!!!)

امتحانات آخر سال که تموم می شد ،برای خیلی از هم سن و سالهای ما فصل بازی و بیکاری شروع میشد.ولی من و خیلی از هم سن و سالهام از فردای همون روز میرفتیم سراغ کار!یادمه هرروز صبح آفتاب نزده ،چهار تا بره داشتم و با یه قمقمه آب و  یه بقچه نون راه میافتادم به طرف پاریو(صحرا). 
 
 
 
 
 
 
 
مطالب مرتبط:
 
 
 
ادامه نوشته

(خاطرات کودکی 2)کف دستام شده بود سرخ!چشمام پر اشک ،دماغم آویزون!و جیغ و چر و التماسم بلند!

کلاس دوم ابتدایی که بودیم ،با همکلاسیها  یه قرار مسخره گذاشته بودیم و اون اینکه هرکی کتاباش بیشتر پاره و داغون باشه ،با عرضه تر و شاید گنده لات تره!!!!یادمه کتاب فارسیمو با تیغ مداد تراش خیلی پاره کرده بودم و کلی ادعای لاتی و قلدریم میشد!!

یه روز معلممون آقای فرخی نیومد و حاج مهدی حسنی مدیر مدرسه شخصا اومد سر کلاسمون.از کلاس پرسید زنگ اول چی دارید؟یه نامردی !!گفت فارسی!

مدیر مدرسه رو کرد به من که مثلا مبصر و شاگرد اول بودم و گفت :هادی خان کتابتو بیار!

من بیچاره که حساب کار دستم اومده بود،با کلی ترس و لرز ،خواستم کتاب بغل دستیامو بگیرمو ببرم ولی گویا همه شرق و. غرب دست به دست هم داده بودند تا ما ضایع بشیم!هر کدوم از این دوستان ناباب من که بغل دستم نشسته بودند با توجه به اینکه کتابهای خودشون هم دست کمی از کتاب پاره پوره من نداشت،روشونو اونطرف کردند و تو اون فرصت کم تصمیم گرفتم یه صفحه ترو تمیز از کتابو باز کنم و بذارم جلو مدیر مدرسه!!!

با کلی کلنجار یه صفحه تیتیش مامانی از وسطهای کتاب پیدا کردم و با آرامی جلو رفتم و گذشتم رو میز !بعد سعی کردم با چهره ای معصوم ولی با سرعت برگردم و سر جام رو نیمکت چوبی بشینم.

هنوز به نیمکت نرسیده بودم که حاجی  منو صذا زد و گفت :هادی این کتابه یا جیگر زلیخا!من هیچی نگفتم و ترجیح دادم سکوت کنم!حاجی بلافاصله یکی از همکلاسیها رو فرستاد دفتر و گفت :برو رو میز من شلنگو بردار و بیار !من که تا اون روز تو زندگیم از معلمام کتک نخورده بودم ،هنوز باورم نمیشد!ولی تا ثانیه هایی بعد کف دستام شده بود سرخ!چشمام پر اشک ،دماغم آویزون!و جیغ و چر و التماسم بلند!

بعد حاجی گفت :همه کتابهاشونو بذارن رو نیمکتهاشون!رنگ از رخسار همه پرید و من دیگر تنها نبودم.....

ای کاش محسن به دنیا می آمد تا مردم معنای واقعی دین را بفهمند ...

 

مادر کسی است که همه خوبیها را برای فرزندش می خواهد و حاضر نیست تا فرزندش، ذره ای از آن خوبیها  محروم شود.مادر جان خود را فدای سعادت و صلاح فرزند میکند و هیچ کس مادر را به سبب محبت بی دریغش منع نمیکند و مورد سرزنش قرار نمیدهد.

...مادری را میشناسم که به سبب این محبت مادرانه نه تنها مورد مواخذه قرار گرفت بلکه اورا کتک زدند!!و مورد ضرب و شتم قرار دادند!!

او هیچ سخن عجیب و گزافی بر زبان نرانده بود و فقط از حق فرزندانش دفاع میکرد! ((مهرش))را شفاعت فرزندان قرارداده بود و همه پیروان و امت اسلام را فرزندان خویش می پنداشت.او ((گوهری)) را که پدرش از اسمانها آورده بود برای همه فرزندانش میخواست ...اما برخی این ((گوهر)) را دانه دانه کردند !!!و با اینکار دیگر ((گوهر)) آن زیبایی و کمال را نداشت!او میخواست فرزندانش گوهر دین را که بازینت ولایت کمال یافته بود ،یکجا داشته باشند و بر سر دانه دانه آن نزاع نداشته باشند.دفاع زهرا از علی نه برای محروم شدن علی از خلافت که برای محروم شدن خلافت و به تبع آن امت از نعمت ولایت بود...اما پاسخ این مادر میخ در و شعله های آتش و سیلی اشقیا بود...و محسن نه یک کودک که نماد همه خوبیها و سعادت بشر  بود ...او اگر چه پا در عرصه وجود گذاشت اما مردمان هرگز روی او را ندیدند تا  برای همیشه در حسرت آن گوهر تابناک بمانند...و ای کاش محسن به دنیا می آمد تا مردم معنای واقعی دین را بفهمند ...

خاطرات کودکی

یه خونه کاه گلی با یه حیاط کوچیک که بهش میگفتیم اوشو ،اولین چیزیه که از بچه گیم یادم میاد.درست روبروی در خونمون حسینیه قدیم چغا بود که اون موقعها یه خرابه ای بیشتر ازش نمونده بود!درست بغل حسینیه خونه آقاولی ابراهیمی بود که هر ظهر و شام صدای اذون با نفس گرمش محله قلعه پایینو صفا میداد.

گوشه حیاط کوچیک خونمون یه باغچه خیلی نقلی  داشتیم که دور تا دورشو با آجر ،دیوار کوتاهی کشیده بودیم.بابام تو باغچه چند تا کرده (کرت )درست کرده بود و توی اون سبزی کاشته بود .یه رز داربستی (مو)هم کنار باغچه بود که خودشو تا طبقه دوم خونه  و پنجره های اتاق نشیمن بالا کشیده بود.

ادامه نوشته

سروده حضرت امام خميني(ره) درباره آئين باستاني عيد نوروز:

باد نوروز وزيدست به كوه و صحرا

جامه عيد بپوشيد چه شاه و چه گدا

بلبل باغ جنان را نَبُود راه به دوست

نازم آن مطربِ مجلس كه بُوَد قبله نما

صوفي و عارف از اين باديه دور افتادند

جام مي گير ز مطرب كه روي سوي صفا

همه در عيد به صحرا و گلستان بروند

منِ سرمست ز ميخانه كُنم رو به خدا

عيد نوروز مبارك به غني و درويش

يارِدلدار ز بتخانه دري را بگشا

گر مرا ره به در پير خرابات دهي

به سر و جان به سويش راه نوردم، نه به پا

سالها در صف ارباب عمائيم بودم

تا به دلدار رسيدم، نكنم باز خطا

تقارن شب یلدا بلندترین شب سال با محرم.

 

شاید در نگاه اول به این فکر کنیم که باید قید یکی از این دو مناسبت را زد  و به قول یکی از دوستان یا زنگی زنگ یا رومی روم!

ولی این فکر زیبا نیست !بلکه به نظر نگارنده حفظ سنتها لازم و ضروریست  و صله رحم و دید و بازدید از اوجب واجبات است و نیکوست که این امر واجب با ذکر مصائب امام حسین همراه شود و چه زیباست در کنار حافظ خوانی یادی هم از اشعار عزاداری و نوحه های محرم شود و دقایقی را افراد خوش صدا که در هر فامیل ایرانی کم نیستند به نوحه خوانی و مقتل خوانی بپردازند.

مطمئن باشید ذکر امام حسین همانگونه که گرما بخش وجود است گرمابخش محفل هم خواهد بود و مجلس را نورانی خواهد کرد.شب یلدای خوبی داشته باشید.

تصاویر عزاداری مردم صغاد در روز عاشورا

برای دیدن تصاویر عزاداری مردم صغاد در روز عاشورا کلیک کنید

شعر جديد عليرضا قزوه

عليرضا قزوه شاعر نامي و مطرح کشورمان سروده اي جديد را منتشر ساخت که متن آن بدون هرگونه دخل و تصرفي بدين شرح مي آيد:
ادامه نوشته

مادر

مادر! مادر !کجایی مادر! کجایی مادر!شاید بیشتر وقتها این کلمات را

تو در نبود من و در جستجویم میگفتی . من در ان زمان نمیدانستم چه

میگویی! اما اکنون تک تک حروفش را میفهمم.و تک تک صداهایش را

میشنوم.

مهربانی دستهای پینه بسته ات را حس میکنم.

 زبری دستهایت هنوز گونه هایم را نوازش میدهد و زمزمه آواهایت

 هنوز در گوشم طنین انداز است.

لالاییهایت هنوز مرا به خواب میبرد و بوسه هایت هنوز برایم زیباترین

غنچه دنیاست.غنچه ای که خداوند به من ارزانی داشته بود.

مادر ...مادر... مادر....سپیدی موهایت را بیاد دارم که بوی رنج و

سختی این دنیا را داشت و چین چروک صورتت را که حاصل مرارت

روزگار بود.

بیاد دارم چگونه سر بر زانویت میگذاشتم و تو با مهربانی نغمه های

 محلی را زمزمه  میکردی .وای خدای من کدامین ترانه اینچنین نهایت

آرامش را به من تقدیم میکند و کدامین ملودی اینچنین تارهای وجودم را

 به رقص وا میدارد.

دلم برای سرزنشهایت تنگ شده .دلم برای دعواهایت لک میزند.

 دلم برای دادو فریادت ...و من اکنون دیگر تو را ندارم.

اگر چه دعای خیرت را هنوز در کوره راههای زندگی احساس میکنم .

شاید رسم زمانه اینگونه است که ما باید همیشه حسرت گذشته را

بخوریم ...ولی مادر میدانم که تو صدایم را میشنوی...... تو آن زمان که

 هنوز زبان نگشوده بودم، صدایم را میشنیدی .

مادر باز مرا دعا کن .باز مرا به نیکی بخوان و باز مرا در بدیها سرزنش

 کن ....مادر..... مادر ....مادر....

نمیدانستم چه بنویسم .

باخود گفتم گفتاری درخشنده و روشن از پیامبر اسلام بر این صفحه سیاه و تاریک حک کنم

 تا شاید هربار که از این گذر عبور میکنم نگاهم با نورش روشن و دلم با اطمینانش آرام گیرد.

 

((میان دو عمل بسیار فرق آست:

       عملی که لذت آن برودو تبعاتش بماند

                 و عملی که زحمت آن برود و پاداشش بماند))

عيد فطر مبارك